رصد

دفاع از مرزهای عقیدتی اسلام و شیعه

رصد

دفاع از مرزهای عقیدتی اسلام و شیعه

  • ۰
  • ۰

                                                                         باسمه تعالی 

            فصل1

نمونه سؤالات از کتاب اخلاق آقای داوودی فصل های 1 و 2 و 3 و 5

استاد:میناگر

 

1-اهمیت واولویت علم اخلاق بردیگرعلوم رانام ببرید؟

1.روح انسان مانندجسم اوسلامت وبیماری دارد...

2.توانایی تشخیص خوب ازبدوزشت اززیبادرگروسلامت روحی انسان وتذهیب نفس ازالودگیهاست.

3.ارامش انسان درزندگی نیزدرگروسلامت روحی اوست.

4.نشاط وشادابی زندگی اجتماعی انسان تاحدزیادی درگرواخلاقی زیستن افراداست.

 

2-علمای اخلاق سعادت فردی واجتماعی انسان رادرگروچه چیزی می دانند؟

درگروتخلق به فضیلتهای انسانی وپاک بودن نفس ازرذیلت های اخلاقی است..

 

3-جایگاه اصول اخلاقی رادردوران معاصرتوضیح دهید؟

دردوران معاصردرکشورهای غربی به دنبال پیشرفت هایی که درزمینه علوم تجربی بدست امده به تدریج توجه به اصول اخلاقی وفضایل کمرنگ شدوحتی دربرخی مواردبااخلاق وفضایل اخلاقی مبارزه گردید.

 

4-تعریف علم اخلاق؟

علم اخلاق صفتهای خوب وبدوراه های اکتساب صفتهای خوب ودوری ازصفت های بدرابیان می کند.

 

5-فایده علم اخلاق ازنظرملااحمدنراقی رابیان کنید؟

فایده علم اخلاق پاک ساختن نفس است ازصفت های رذیله واراستن ان به ملکات جمیله که ان به تهذیب اخلاق تعبیرمی شود.

 

6-معنای لغوی واژه اخلاق رابنویسید؟

اخلاق جمع"خلق"است.خلق حالت وکیفیتی باطنی است که باچشم سروحواس ظاهری دریافتنی نیست.درمقابل"خلق"عبارت است ازحالت وکیفیتی محسوس که باچشم سروحواس ظاهری دریافتنی است.

 

7-رابطه علم اخلاق بادیگرعلوم رانام ببرید؟

1.علم اخلاق وعلم حقوق

.علم اخلاق وفلسفه اخلاق

3.علم اخلاق وتعلیم وتربیت

4.علم اخلاق وروانشناسی

 

8-علم اخلاق بادیگرعلوم به چنددسته تقسیم میشود نام ببریدوتوضیح دهید؟

1.نظری:تنهاباشناخت حقیقت امورسروکاردارد.وناظربه هست هااست.

2.عملی:به امورعملی انسان میپردازد.وناظربه بایدهاست.

 

9-تفاوت علم اخلاق وعلم حقوق رابیان کنید؟

علم حقوق بصورت قانون عرضه میشودوضمانت اجرای بیرونی داردوعهده داروضع قوانینی است که روابط اجتماعی مردم رادراین دنیانظم میبخشد...

علم اخلاق ضمانت اجرای بیرونی نداردبدین معناکه حکومت عهده داراجرای قواعداخلاقی نیست .

هدف نهایی اخلاق این است که انسان رابه کمال شایسته انسانی برساند اماهدف حقوق تنهاتامین مصالح دنیوی افرادجامعه است.

 

10-تفاوت علم اخلاق وتعلیم وتربیت رابیان کنید؟

علم اخلاق عهده داربیان صفات ورفتارهای پسندیده وناپسندنیزمی داند درحالی که تعلیم وتربیت به تبیین این موضوع نمی پردازد .دوم انکه تعلیم وتربیت تنهاعهده داررشد وکمال اخلاقی انسان نیست وسعی داردانسان رادراین زمینه هانیزبه کمال برساند.

 

11-تفاوت علم اخلاق با روانشناسی راتوضیح دهید؟

درروانشناسی همه ابعادوجودی انسان بررسی میگردد وهم گزاره های توصیفی وتجویزی وجود دارد..درحالی که درعلم اخلاق تنهابه بعداخلاقی انسان پرداخته میشودوفقط باگزاره های تجویزی سروکاردارد.

 

12-وسعت قلمرو روانشناسی اخلاق به چندجهت وابسته است؟توضیح دهید؟

1.نخست درشناخت ابعادوجودی وقوای انسان وچگونگی رفتاراو.

2.درشناسایی راه های موثربرای ایجادصفات پسندیده ورهایی ازصفت های ناپسند.

 

13-خداونددرقران کریم درمورداهداف اساسی بعثت پیامبر(ص)چه فرموده اند؟

به یقین خدابرمومنان منت نهادکه پیامبری ازخودشان درمیان انان برانگیخت..تاایات خودرا برایشان بخواندوپاکشان گرداندوکتاب وحکمت به انان بیاموزدقطعا پیش ازان درگمراهی اشکاری بودند.

 

14-یکی ازشعارهای محوری پیامبر(ص)رابیان کنید؟.

تنهابرای تکمیل فضایل اخلاقی برانگیخته شدم

 

15-رویکردهای مختلف دراخلاق اسلامی رانام ببرید؟

1.رویکردفلسفی

2.رویکردعرفانی

3.رویکردنقلی

4.رویکردتلفیقی

 

16-رفتارپیامبر(ص)بامشرکان چگونه بود؟

رفتارپیامبر(ص)بامشرکان پس ازفتح مکه است.مشرکان مکه ازهیچ نامردی درحق پیامبر(ص)ومسلمانان دریغ نکردندوپس ازهجرت ایشان به مدینه بهترین یاران پیامبر(ص)رابه شهادت رساندندوحتی کمربه قتل خودحضرت بستندامابااین همه پیامبر(ص)پس ازفتح مکه فرمان عفوعمومی صادرکردوهمه زشتی کاری های انان رانادیده گرفت...

 

 

فصل 2 طراحان سوال:

 

1-هدف خداوند درافرینش انسان وجهان چگونه محقق می شود؟که جز با اخلاقی زیستن تحقق نمیابد

2-خداوند در پاسخ بهپرسش انسان ها درمورد فلسفه وهدف حیات چگونه پاسخ می دهد؟

افحسبتم انما خلقناکم و انکم الینا لا ترجعون: ایا پنداشتید که شما را بیهوده افریده ایم واینکه شما به  سوی ما بازگردانیده نمی شوید؟

3-شهید مطهری از امام علی درمورد پرسش ها انسان ها فلسفه وهدف حیات چه رویتی نقل کرده اند؟: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا امده،در کجاست و به کجا میرود.

4-ابن مسکویه راه متخلق شدن به فضایل اخلاقی را چه می داند؟: راه کسب فضایل اخلاقی این است که ماهیت وچیستی نفس خود را بشناسیم و بدانیم  برای چه افریده شده است: یعنی کمال و غایت افرینش ان چیست

5-خواجه نصیرالدین طوسی مقاله اول اخلاق ناصری را به بحث درباره چه چیزی اختصاص داده است؟ به بحث درباره ماهیت نفس انسان و کمال و غایت  وراه رسیدن به ان اختصاص داده است

6-غزالی در مقدمه کیمیای سعادت لازمه رسیدن به سعادت را چه می داند؟سعادت خود شناسی وخدا شناسی ودنیا شناسی را لازمه رسیدن به سعادت دانسته است.

7-هدهمندی انسان در زندگیاز نظریکی از فیلسوفان مکتب های فلسفی غربی راتوضیح دهید؟     زندگی در یک جهان کارکردی شده،جریانی بی هدف می شود استفاده از الات بی انکه غایت به وضوح تعریف شده ای در کارر باشد:سیری بی مقصد.وقتی که احساس کرامت و هدفداری در زندگی از میان برخیزد همه چیز بالمال بی اهمیت می شود..در چنین جهان درهم درهم شکسته ای ادمی همیشه اسیر نا امیدی و پوچ انگاری است.به همین دلیل فیلسوفان میک.شند به تامل در انسان و مسائل و مشکلات وجودی او که یکی از مهمترین انها معنا داری زندگی است بپردازند و انسان را در حل این مشکلات یاری کنند

8-ایااز نظرمتون اسلامی افرینش انسان هدفمند است؟باذکرچندایه از قران؟

  • وما خلقنا السما و الارض و بینهما لاعبین.

  • و اسمان و زمین و انچه را میان ان دو است به بازیچه نیافریده ایم.

    این آیات به روشنی برهدف دار بودن جهان هستی دلالت می کند .براین اساس این آیات نه تنها کل جهان هستی بلکه همه موجودات برای تحقق هدفی آفریده شده اند.برای همین خداوند در برخی آیات خاصه به آفرینش انسان ها اشاره کرده است وآن راهدفدار می داند

    9-یکی از صفات خدا حکیم بودن است  به یک ایه دراین باره اشاره کنید؟

  • یا موسی انه انا الله العزیز الحکیم.

  • ای موسی این منم خدای عزیز و حکیم

     

    10-کارحکیمانه درمقابل کار عبث وگزاف است--->تست

    • 11-حکیم بودن خدا به چه معناست؟کار حکیمانه در مقابل کار عبث و گزاف است بنابراین حکیم بودن خدا بدین معناست که او کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد .از این رو حکیم بودن خداوند که در ایات متعددی بدان تصریح شده نیز بیانگر بیهوده نبودن افرینش جهان هستی  و انسان است.

       

      12-خداوند در سوره هود هدف از افرینش جهان هستی وانسان راچه می فرماید؟

  • براساس متون اسلامی هدف از افرینش جهان هستی فراهم شدن زمینه برای افرینش انسان است.

              خداوند در سوره هود می فرماید:

  • واوست کسی که اسمانهاوزمین رادرشش هنگام افریدوعرش او براب بودتا شما رابیازمایدکه کدام یک نیکوکارترید.   هود11

  • و درایه دیگری همین معنا رابیان میکند:

  • درحقیقت ما انچه راکه برزمین است زیوری برای ان قراردادیم تا انرابیازماییم که کدام یک ازایشان نیکوکارترند.  کهف18

    از ایه های بالا می فهمییم هدف از افرینش جهان هستی ازمایش انسان است ومشخص شدن نیکو کاران است.

    13-باوجوداینکه خداوند می داند چه سرنوشتی در انتظار ادمیان است چرا انان را بازهم می ازماید؟

  • امتحان وازمایش الهی بدین معنا نیست که خداوند نمی داندکدام یک از انسانها نیکوکاروکدام یک بدکاراست بلکه خداوندزمینهای فراهم می اورد تا هریکاز ادمیان بااختیارواگاهی تصمیم بگیرند راه حق رابرگزینند یا راه باطل را و بران اساس نیکوکارشوندیابدکار.

    دروقع مراد از ازمایش انسانها رفع جهل نیست بلکه می خواهد زمینه ای فراهم اوردتاهرکس در عمل راه درست رابرگزیند

    14-خداوند درمورد کسانی  که از فرصتی که دراختیارشان گذاشته سو استفاده می کنند چه می فرماید؟

    واگرپروردگارتومی خواست قطعاهمه مردم را امت واحدی قرارمی داد در حالی که پیوسته در اختلافندمگر کسانی که پروردگارتو به انان رحم کرده وبرای همین انان را افرید است.

    15-هدف نهایی از افرینش انسان چیست؟پس هدف از افرینش انسان این است که زمینه ای فراهم شود انسان با اختیار خود خوب را ازبد تشخیص دهد و روی به عمل صالح اورد و شایسته دریافت زحمت الهی شون

    16-چه رفتاری شایستگی دریافت رحمت الهی را دارد؟قران در پاسخ به این سوال چه می فرماید؟

  • وجن وانس را نیافریدم جزبرای انکه مرا بپرستند.  ذاریات 51

  • در ایه بالا به روشنی هدف افرینش انسان را عبادت و پرستش خدابیان کرده.

  • خداوند رحمت و نعمت خودرا برکسانی که در مسیر درست گام برمیدارند ارزانی میدارد ودر قران میفرماید:

    به راه راست ما راهبرباش راه انهایی که برخوردارشان کرده ای همانان که نه درخورخشم اندونه گمگشتگان

  • 17-تنهاراه برای نایل شدن انسان به هدف افرینش خود چیست؟ امام صادق دراین باره چه می فرمایند؟تنها راه برای نایل شدن انسان به هدف افرینش خود بندگی خداست که نه ذلت انسان بلکه اوج رفعت و عین ربوبیت اوست.در روایتی از امام صادق امده است بندگی گوهری است که باطن ان پروردگاری است.

     

    18-ازقول پیامبرمحبوب ترین چیزی که بنده با ان به من تقرب می جوید چیست توضیح دهید؟

  • پیامبر(ص)فرمود خداوند عزوجل می فرماید محبوب ترین چیزی که بنده ای با ان به من تقرب می جویدانجام واجبات است . بنده با انجام نوافل به اندازه ای به من نزدیک می شودکه محبوب من می شود.هرگاه به این مقام رسیدمن گوش او و چشم او و زبان او و و دست اومی شوم. اگر مرا بخواندواگر ازمن بخواهد خواسته اش را براورده می کنم.

     

    19-تست:بندگی خدا عین عزت ورفعت و کمال است ولی این مقام درصورتی به دست می اید که بنده ایین بندگی خدارا بداند.

    20-راه ورسم بندگی خدارا از کجا باید جویا شد؟راه رسم بندگی را باید از متون اسلامی و قران جست وجوکرد

    21-معارف بیان شده درمتون اسلامی چند گونه اند؟نام برده وتوضیح دهید؟

  • معارف بیان شده در قران وسنت سه گونه اند اعتقادات احکام واخلاق.اعتقادات پایه واساس احکام واخلاق اسلامی راتشکیل میدهد واحکام واخلاق نیز بیان کننده دستورهای عملی اندبا این تفاوت که احکام بیشترناظر به ظاهراعمال ورفتاربنده است واخلاق بیشترناظربه روح وباطن اعمال او.بخش مهمی از اداب بندگی خدادراخلاق اسلامی بیان شده وبرای دست یافتن به کمال وسعادت راهی جزاشنایی عمیق با علم اخلاق اسلامی وتخلق به فضایل اخلاقی نیست.

  • روایتی نبوی نیز موید همین معناست.

    22-روایت نبوی رابگوییدکه اهمیت علم اخلاق اسلامی را نشان دهد؟

    تنهابرای تکمیل فضایل اخلاقی برانگیخته شدم

     

    24-تست:براساس برخی روایات ایمان واخلاق معادل یکدیگرند.

    25-از نظرامام علی کامل ترین شما از نظر ایمان چه کسانی هستند؟

    نیک خوترین انسان ها

    26-حسن خلق معادل کمال ایمان دانسته شده یعنی هرچه اخلاق فرد نیکوتر باشد ایمان او کاملتر است.

    27-از قول پیامبر نزدیکترین افراد چه کسانی اند؟نزدیک ترین افراد در روز قیامت به من کسی است که از همه نیک خو تر باشد وبیش از دیگران به خانواده اش رسیدگی کند.

    28-چه رابطه ای میان ایمان ودرجات ان بااخلاق ومیزان تخلق به ان وجود دارد؟توضیح دهید؟رابطه مستقیم ومثبتی با هم دارند

    29-ایا انسان می تواند اخلاقی زندگی کند؟با ذکر روایت؟

  • براساس آیات وروایات بسیار خداوند به انسان توانایی شناخت و تشخیص حق از باطل رعطا کرده استوهمچنین اورابه حواس پنج گانه مجهز کرده تا دانش های مورد نیاز خود رابه دست آورد ودر صوره ی نحل آمده است:

  • ) ولله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شییا وجعل لکم السمع والابصار والافیده لعلکم تشکرون:و خدا شمارا از شکم مادرتان در حالی که چیزی نمی دانستید بیرون  آورد د وبرای شما گوش وچشم ها ودل ها قرار داد باشد که سپاس گذاری کنید.( نحل(16)78.

    افزون بر این خداوند انسان را مجهز به عقل کرده تا بتواند به باطن عالم محسوس راه یابد

    30-تست خداوند کسانی را که از قدرت تعقل خود بهره نمگیرند به چهار پایان تشبیه میکند.

    31-در روایتی از امام صادق خداوند چند حجت برای انسان قرار داده توضیح دهید؟

  • ای هشام خدا بر مردم دو حجت قرار داده است :حجت ظاهر وحجت    

  •   باطن. حجت ظاهر (بیان کننده ی دین الهی )ناسازگار نیست.وهردو انسان  را به سوی خدا رهنمون اند.

     

    32-تست:از نظرمتون اسلامی عقل همان پیامبر باطن است ،باپیامبرظاهر(بیان کننده دین الهی)ناسازگارنیستوهردوانسان رابه سوی خدا رهنمون اند.

    33-خداوند زمانی که عقل را افرید چه فرمود؟طبق روایتی از امام باقر.

  •    هنگامی که خداوند عقل را آفرید آن را  به سخن آورد سپس به او

        گفت بیا آمد .سپس فرمود برو رفت .انگاه فرمود:سوگند به عزت وجلالم آفریده ای محبوب تر از تونیافریدم وتو جز در آنان که   دوستشان می دارم کامل نمیکنم !همانا تورا امر میکنم وتورانحی میکنم وتورا کیفر می کنم وتو راپاداش می دهم

    34-تست:مخاطب واقعی خدا عقل انسان استوعقل تابع دستورهای اوست..

    35-ایا انسان توانایی شناخت حق از باطل و شایسته از ناشایسته را دارد توضیح دهید؟

    بنابر این آدمی از نظر توانایی شناخت حق از باطل وشایسته از ناشایسته هیچ گونه ضعفی ندارد:زیرا از حواس پنج گانه وعقل وفطرت اخلاقی و راهنمایی پیامبران الهی برخوردار است

    36-اختیار واراده ادمی چه دلیلی داردباذکر ایه ای در این رابطه.

  • انتخاب ها ورفتار های او در تعیین سرنوشت انسان موثر است.

  • (  انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا   بصیرا*اناهدیناه السبیل اما شاکراواماکفورا :

    انماانسان را از نطفه ای اندرآمیخته آفریده ایم تا او را بیازماییم ووی راشنوا وبینا گردانیدیم :ماراه رابه اونمودیم یاسپاس گزار خواهند بود ویا ناسپاسگزار.)

    37-عمربن سعید از یاران امام صادق در رابطه با سعی وتلاش بدون پارسایی چه نقل کرده است؟

  • به امام عرض کردم من نمی توانم ممکر شما را ملاقات کنم : توصیه ای ای بفرمایید تا به آن عمل کنم. امام فرمود:تورا به تقوای خدا وپارسایی وسعی وتلاش (در انجام دستورات دینی )توصیه میکنم  بدان که سعی وتلاش بدون پارسایی سودی ندارد.

    ازنظر امام صادق  رستگاری انسان جز باتلاش در انجام دستورات الهی میسر نمی شود.

    38-چه پندارهایی درمورد انسان واخلاقی زیستن اومانع گام برداشتن فرد درمسیربندگی خدا میشود؟ یکی را به مختصرتوضیح دهید؟

  • 1.خلق وخوی انسان تغییر ناپذیر است .   2.اخلاقی زیستن مستلزم از بین رفتن شهوت وغضب در انسان است. 

  •  3.اخلاقی زیستن با آزادی انسان ناسازگار است: ممکن است برخی بپندارند اخلاقی زیستن به معنای چشم پوشی از بزرگ ترین موهبت الهی ،یعنی آزادی است .باتوجه به مطالبی که در باب هدفمندی انسان ونقش اخلاق وتهذیب اخلاق دررقم زذن سرنوشت انسان گفتیم ،روشن است که اخلاق اسلامی درصدد سلب آزادی انسان نیست، بلکه نقش اصلی اخلاق اسلامی هدایت انسان هدایت انسان درمسیر بهره گیری درست ومعقول از این موهب عظیم الهی است تا به کمال ممکن رسد.به عنوان مثال:دانشجویی با آزادی واختیار وتوانایی جسمانی ومالی  تصمیم می گیرد به زیارت خانه خدا برود،ازاین رودریک آژانس زیارتی ثبت نام می کند.مدیرآژانس به وی می گوید یکی از شرایط ثبت نام می کند. مدیر کاروان پیروی کند،درغیر این صورت هیچ گونه شکایتی ازوی پذیرفته نخواهد بود .اگر دخالت های مدیر کاروان ودستورهای او محدود به موارد ضروری باشد،آیااین دانشجومی تواند اعتراض کندکه این شرط آژانس  باآزادی وی سازگار نیست ؟ بی گمان این کار نه ایجاد محدودیت ، بلکه راهنمایی اوست تابتواند ازاین سفربهترین استفاده راببرد. همین معنا دقیقا درمورد اخلاق اسلامی واخلاقی زیستن نز صادق است.بنابرین اخلاقی زیستن معطل نهادن آزادی انسان نیست، بلکه هدایت وراهنمایی آن درمسیر صحیح برای رسیدن به کمال وسعادت است.

  • 39.آیاخلق و خوی انسان تغییر ناپذیر است؟ آیا صفت های انسانی تغغیر پذیر است؟در این باب سه نظریه مطرح است :عده ای اعتغاد دارند صفت های انسانی تغییر پذیر نیستند:

  • برخی دیگر اعتقاد دارند صفت های انسانی قابل تغییر است.

  • برخی دیگر اعتقاد دارند برخی از صفت های انسانی قابل تغییر است برخی دیگر تغییر ناپذیر است .

  • کسانی که به تغییر ناپذیری اخلاق انسانی معتقدند می گویند اخلاق تابع گوهر آدمی است کسانی که از سرشت پاک ونیک برخوردارند اخلاقشان نیکوست وآنانی که سرشت ناپاک دارند از از صفت های اخلاقی خوب بهره مند است.

  • از نظر ایشان تغیراتی که در اخلاق انسانی به وجود می آید موقتی استی :زیرا این تغییرات ناشی از عوامل چون نصیحت وتنبیه است وبا از بین رفتن آنها انسان به اخلاق اصلی خود باز می گردد. همانند درجه ی حرارت آب که بااز بین رفتن عامل خارجی به حالت پیشین باز می گردد .

  • خلاصه آنکه از نظر این افراد صفت های انسانی تابع نوع آفرینش روح و جسم افراد است وچون نوع آفرینش اینها قابل تغییر نیست صفت های انسانی نیز تغییر ناپذیر اند.

  •  

  • در مقابل کسانی که می توانند از نظر اخلاقی تغییر کنند  می گویند اخلاق انسان باسرشت وطینت انسانی ارتباط دارد  اما این بدین معنا نیست که هر گونه سرشت وآفرینش الزامابه اخلاق ورفتار خاصی منجر می شود بلکه هر گونه از خلقت وآفرینش آمادگی واستعداد بیشتری برای پزیرش گونه های خاصی از صفت های اخلاقی را داراست .بااین همه انسان می تواند از بروز این صفت ها جلوگیری کرده و صفت های دیگری را به وجود بیاورند البته تاثیر عوامل خارجی نیز می تواند ثابت ودایمی باشد نه موقت وگذرا:مانند تاثیر تعلیم وتربیت وتوانایی خواندن ونوشتن .

  • فردی ممکن است در طول دو یا سه سال تعلیم وتربیت توانایی خواندن ونوشتن وحساب کردن را بیابد وبرای همیشه آن را نگاه دارد :زیرا بقای آن مشروط به تمرین وتکرار است نه تعلیم وتربیت .

     

  • 40.آیا اخلاقی زیستن مستلزم از بین بردن شهوت وغضب ذر انسان است؟ اگرکسی ازاخلاق اسلامی چنین پنداری داشته باشد،طبیعی است که اخلاقی زیستن راکاری ناممکن یا دست کم بسیار دشوار تلقی می کند .چراکه تنها کسانی ازعهده این کاربرمی آیند که از دنیا ومردم وجامعه کناره بگیرندقرآن درآیات مختلفی انسان ها را به استفاده از نعمت های خداوند دراین دنیا دعوت کرده است:

  • یا ایها الناس  کلوا مما فی الارض حلالا طیبا ولاتتبعوا خطوات  الشیطان انه لکم عدو مبین :ای مردم،ازآنچه درزمین است حلال وپاکیزه را بخورید،واز گام های شیطان پیروی مکنید که اودشمن آشکار شماست.(بقره (2):168.

    دراین آیه ،خداوند به صراحت مردم رابه استفاده  از نعمت های دنیا دعوت نموده وتنها آنان را از پیروی شیطان  بر حذر می دارد

     

    41. آیا اخلاقی زیستن با آزادی انسان ناسازگار است؟

     اخلاق اسلامی درصدد سلب آزادی انسان نیست، بلکه نقش اصلی اخلاق اسلامی هدایت انسان هدایت انسان درمسیر بهره گیری درست ومعقول از این موهب عظیم الهی است تا به کمال ممکن رسد.به عنوان مثال:دانشجویی با آزادی واختیار وتوانایی جسمانی ومالی  تصمیم می گیرد به زیارت خانه خدا برود،ازاین رودریک آژانس زیارتی ثبت نام می کند.مدیرآژانس به وی می گوید یکی از شرایط ثبت نام می کند. مدیر کاروان پیروی کند،درغیر این صورت هیچ گونه شکایتی ازوی پذیرفته نخواهد بود .اگر دخالت های مدیر کاروان ودستورهای او محدود به موارد ضروری باشد،آیااین دانشجومی تواند اعتراض کندکه این شرط آژانس  باآزادی وی سازگار نیست ؟ بی گمان این کار نه ایجاد محدودیت ، بلکه راهنمایی اوست تابتواند ازاین سفربهترین استفاده راببرد. همین معنا دقیقا درمورد اخلاق اسلامی واخلاقی زیستن نز صادق است.بنابرین اخلاقی زیستن معطل نهادن آزادی انسان نیست، بلکه هدایت وراهنمایی آن درمسیر صحیح برای رسیدن به کمال وسعادت است.

     

     

    \فصل 3

     

     

    1-صفات اخلاقی در قرآن وروایات به چند دسته تقسیم می شوند؟چند مثال برای هر کدام بزنید.

    فضایل اخلاقی به سه دسته تقسیم می شود:1-فضایل اخلاقی عام: صبرواستقامت، تعقل وتفکر،پیروی از عقل ومنطق

    2-فضایل اخلاقی ایمانی: عبادت خدا،اخلاص، یقین 3-فضایل اخلاقی اجتماعی: احسان به والدین،خویشان،

    یتیمان،بینوایان و...، اعتدال دراستفاده از دنیا،اصلاح میان مردم

    2- رذایل اخلاقی چیست وچند مثال بنویسید.

    رذایل اخلاقی نقطه مقابل فضایل هستندودر کتب اخلاقی ومتون اسلامی بر دوری ومبارزه با برخی ازرذایل بسیار تاکید شده است؛چراکه رذایل برتمام روابط انسان تاثیر می گذارد که برخی از این رذایل عبارتند از:حسد،تعصب، طمع، ریا، غضب، ارتکاب گناهان بویژه گناهانکبیره

    3-فضیلت های اخلاقی ایمانی چه صفاتی هستند؟

    این فضیلت هاازآن رو که پایه ی دیگر صفات دیگر اخلاقی راتشکیل می دهند،از اهمیت بیشتری برخوردارند. فضیلت های اخلاقی ایمانی صفاتی هستند که با ایمان اسلامی ارتباط وثیقی دارند به گونه ای بدون ایمان به خداوند طرح ان ها نیز بی معنا خواهد بود.

    4-مهمترین فضیلت های اخلاقی را نام ببرید.

    1-محبت خدا ،پیامبر و اهل بیت  2 - تسلیم بودن در برابر خدا3 - خوف و رجا 4– توکل5 – شکر 6- صبر و استقامت 7- اخلاص8 -اعتدال (میانه روی)

    5-محبت در لغت به چه معناست؟

    محبت در لغت به معنی دوستی و علاقه است که می توان آن را به طور کلی به محبت خود و محبت دیگران تقسیم کرد.آنچه از ویژگی های مومن به شمار می آید و در متون دینی برآن تاکید شده، محبت به خداوند و پس از آن محبت به پیامبر و اهل بیت است . البته این بدان معنی نیست که مومن به دیگران محبتی ندارد بلکه آنان را دوست دارد و این محبت در طول محبت وی به خداست.

    6-منشأ محبت چیست؟

    علمای اخلاق معتقدند منشا همه ی محبت ها، فطرت کمال جوی آدمی است. به سخن دیگر،خداوند گوهر وجود انسان را چنان سرشته که دوستدار کمال ودشمن نقص است.

    7-آثار وپیامدهای محبت را با ذکر یک آیه از قرآن بیان کنید.

    براساس روایات محبت خدا و اولیای الهی افزون بر اینکه  خود صفتی مطلوب است ، به وجود آوردنده ی دیگر فضیلت ها و نابود کننده ی رذیلت ها نیزمی باشد . از این رو در منابع دینی برای محبت واقعی خداوند واولیای او نشانه هایی را بر شمرده اند؛ مانند علاقه به ذکرخدا وعمل به دستورهای خدا وپیامبر.

    قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله ویغفرلکم ذنوبکم والله غفور رحیم.

    «اگر خدا رادوست دارید،از من پیروی کنیدتا خدا دوستتان بداردو گناهان شما را

    برشما ببخشاید،وخداوندآمرزنده مهربان است.» 

    8-اولین گام برای رسیدن به محبت خدا چیست؟یک روایت ذکر کنید.

    اولین گام برای رسیدن به محبت خدا واولیای او،معرفت به خداو پیامبر و اهل بیت است که برای ریشه دار شدن این شناخت تفکر در صفات آنان وآثارونشانه های عظمت خداوند بسیار موثر است.

    در روایتی از امام صادق آمده است: «خردمندان کسانی اند که در آفرینش می اندیشند تاازآن،محبت خدابه ارث برند.»

    9-تسلیم بودن در برابر خدا یعنی چه؟ توضیح دهید..

    تسلیم خدا بودن به معنای پیروی بی چون وچرا از دستورهای اوست که در متون دینی آن را تعبد وعبادت می خوانند. خداوند از انسان تسلیم وتعبد در برابر خود را خواسته است،اما هیچگاه او را به کاری نا معقول وناپسند دستور نداده ونمی دهد.

    10-چه چیزی باعث می شود که انسان تسلیم خداوند باشد؟

    آنچه باعث می شود مومن خودرا تسلیم خداوند کند،شناخت عمیق ودقیق خداوند ومحبت به اوست. مومن می داند خداوند از اعمال واندیشه ومیل قلبی او آگاه است او بهتر از هر کسی خیر وصلاح انسان ،سعادت او وراه رسیدنش به سعادت را می داند،ازاین روبدیهی است که از او اطاعت می کند و کاملا تسلیم اوست. بنابراین هر اندازه شناخت انسان از خدا دقیق تر وژرف تر باشد، به همان اندازه نیز تسلیم وی در برابر خدا نیز بیشتر است.

    11-خوف و رجا یعنی چه؟واهمیت آن را بنویسید.

    ترس وامید یا خوف ورجا دوحالت نفسانی اند که در شرایطی خاص برانسان عارض می شوند.هر گاه کسی بداند یا احتمال دهد در آینده امری ناخوشایند برای او رخ میدهد،دچار ترس می شودو به عکس،اگر بداند یااحتمال دهدامری خوشایند برای اوروی خواهد داد،حالت امیدواری براو عارض می شود. این دو حالت در مومن برابراست وبه گونه ای است که مومن راازگناهان بازمی داردوبه انجام کارهای شایسته واطاعت از خداوند تشویق می کند.

    12- منشأ خوف ورجا را بنویسید.

    بیم وامیدلازمه جدایی ناپذیرمعرفت به خداست.کسی که خداوندوصفت های اورا به درستی بشناسد،ناگزیر حالت خوف ورجا نیزدراوبه وجود خواهد آمد: إِنَّما یَخشَی اللهَ مِن عِبَادِهِ العُلَمَاء. ازبندگان خدا تنها دانایانند که ازاو می ترسند.      

    13-دو راه برای دستیابی به خوف و رجا بیان کنید.

    منشأ اصلی خوف ورجاشناخت خداوایمان به اوست.ازاین روی به هراندازه معرفت وایمان شخص نسبت به خدا ژرف تر باشد،بیم وامیدش نیز قوی ترخواهدبود. راه دیگردستیابی به صفت خوف ورجا،اندیشیدن درباره روز قیامت وحالت های مردمان وپاداش هاو کیفرهای الهی درآن روزاست.این تأمل،صفت های خوف ازعذاب وامیدبه پاداش های الهی رادرشخص ایجادوتقویت می کند.

    14-توکل یعنی چه؟

    توکل در لغت به معنای وا گذاشتن است.ازاین رو به کسی که انجام برخی کارهای خود را به دیگری وامی گذارد،متوَکِل وبه کسی که انجام کار به او واگذار شده ، وکیل می گویند. در متون اسلامی نیز توکل به همین معناست با این تفاوت که مومن امور خود را به خدا وامی گذارد،نه غیر خدا.به سخن دیگر مومن تنها به توانایی ولطف خدااعتماد دارد؛زیرا از نظر اوآفریدگار جهان وتمام موجودات تنها خداوند است وحکومت بر این جهان نیز از آن اوست. توکل به خداوند به معنای رها کردن کاروتلاش نیست،بلکه مومن بایدعلاوه برکاروتلاش،ودر کنارآن،تنها به خدا امیدوار باشد.

    15-منشأتوکل چیست؟

    صفت توکل در مومن ازنوع نگرش او به جهان هستی وجایگاه خداوانسان ودیگرآفریده ها مایه می گیرد.برپایه منابع اسلامی،جهان هستی وتمام موجودات آن آفریده دست قدرتمند خداوند است وهمه جهان،محکوم به اراده اوست. به بیانی نیکوتر،موثرو فاعل حقیقی در جهان هستی تنها خداوند است ودیگر سبب هاوفاعل ها سببیت وفاعلیت خودرااز خداوند گرفته اند،از این روتا زمانی موثرو فاعل اندکه خداوند اراده کرده وهرگاه خدا اراده کند،فاعلیت آنها باطل خواهد شد.بر پایه این جهان بینی، مومن جز برخداوند اتکا نخواهد کرد.

    16-مراتب ودرجات توکل را بنویسید.

    برخی علمای اخلاق توکل را دارای سه درجه دانسته اند:

    1-انسان به خداوند چنان توکل کند که به وکیل کارآزموده خوددرامور حقوقی اتکا میکندکه این پایین ترین درجه توکل است. 2-انسان به خداوند چنان اتکا کندوامیدوارباشدکه کودک به مادرخود. 3-انسان برای خود هیچ شأنی قائل نباشدوتمام حرکت ها وکارهای خودرااز خدا بداند،که این بالاترین مرتبه توکل است.

    17-آثارتوکل رابنویسید.

    نخستین نتیجه توکل رهایی ازترس واضطراب ورسیدن به آرامش است. دومین اثر توکل بی نیازی ازغیر خداودستیابی به عزّت است. سومین اثرتوکل قدرتمندی است.

    18-راه رسیدن به توکل چیست؟

    توکل ،نتیجه شناخت خداوایمان به اوست . بنابراین برای ایجاد و تقویت این صفت باید معرفت و ایمان خود به قدرت و لطف خدا را تقویت کنیم . ازاین رو باید در آفرینش جهان هستی و نشانه های قدرت و عظمت خداوند اندیشید.تفکر و اندیشه در این امور به تدریج شناخت و ایمان به خدا و قدرت و عظمت اورادرانسان تقویت میکند .

    19-شکر یعنی چه؟

    شکردر لغت به معنای شناخت نعمت وسپاس گزاری از نعمت دهنده است.برخی ازلغت شناسان گفته اندشکر به این معناست که فردبازبان از نعمت دهنده سپاسگزاری کندو خودرا وقف اطاعت از اوکرده،به خود بباوراندکه نعمت دهنده مولای اوست.شکرخدا نیزبه معنای اعتراف به نعمت های خداوندو سرپیچی نکردن از دستورهای اواست.

    20-عناصر شکر را نام ببرید وتوضیح دهید.

    شکر سه عنصر دارد: شناختی،قلبی ورفتاری. عنصرشناختی شکر این است که آدمی بداند همه نعمت ها از آن خداوند است و دیگران تنها واسطه ای میان خداوندواویند تا نعمت ها به او رسد. عنصر قلبی آن است که انسان بامشاهده نعمت های خدا دلشاد شود. عنصرعملی نیزآن است که نعمت های خداوند را درراهی که او دستور داده،به کاربرد.

    21-دلایل شکر گزاری مومن در برابر نعمت های خداوند را بگویید.

    1-فطرت انسانی سالم که شاکر بودن در برابر نعمت وصاحب نعمت رااقتضا میکند؛2-شناخت نعمت های الهی واینکه همه آنها از آن خداوند است؛3-توجه به نعمت های الهی.

    22-مراتب ودرجات شکر رابنویسید.

    شکرنیز مانند دیگر صفت های ایمانی مراتب ودرجاتی دارد.به هر میزان که شناخت فرد از نعمت های خداوند ژرف تر ودلشادی او صافی ترواستفاده اواز نعمت ها در مسیر مطلوب خداوند باشد،درجه شکراو نیز بالاترخواهد بود.

    23-راه های رسیدن به صفت شکر رابنویسید.

    1-نخست اینکه انسان، خداوند ونعمت های او را بشناسد و بداندهر نعمتی که به او می رسد،از جانب خداست.آسانترین راه برای شناخت نعمت های خدا،تفکر درجهان وموجودات آن است واینکه خداوند چگونه امکانات وابزارهای لازم برای تأمین نیازهای هرموجودی را فراهم آورده ومنابع مورد نیازآنها را در محیط پیرامونشان آفریده است.

    2-دوم اینکه انسان توجه کند که خداوندنعمت های بسیاری در اختیار مردم نهاده که از آنها غافل اند.

     

    24-آثار شکر رابنویسید.

    در روایات علاوه برآثار اخروی شکر به آثار دنیوی آن نیز اشاره شده که مهم ترین آن افزایش نعمت ودوام آن است.

    وَإِذ تَأَذَّنَ رَبُّکُم لَئِن شَکَرتُم لأَزِیدَنَّکُم وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛

    وآنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعاًسپاسگزاری کنید، نعمت شما را

    افزون خواهم کرد، واگر ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من سخت است.

    25-صبر در لغت به چه معناست؟

    صبر در لغت به معنای حبس کردن وبازداشتن است.بنابراین اگر کسی خود رااز انجام کاری بازدارد،صبر کرده است.دانشمندان علم اخلاق معتقدند: صبر عبارت است از ثبات نفس ومضطرب نگشتن آن در بلاها ومصیبت ها و مقاومت کردن در برابرحادثه ها وسختی ها.

    26-چرا صبر در نظام اخلاقی اسلام از چنین رفعتی برخوردار است؟

    در پاسخ باید به دو نکته اشاره کرد:  نخست آنکه دینداری به معنای شناخت خداوند و پذیرش یگانگی ربوبیت اووتسلیم شدن در برابر دستورهای اوست. دوم آنکه پیروی از دستورهای خداوند جز با پایداری در برابروسوسه های شیطان ولشگریان جهل ممکن نیست.از این رو در روایات،رابطه صبر با ایمان را چونان رابطه سر با بدن دانسته اند.

    27-منشأ صبرچیست؟

    امام علی «ع» در روایتی یقین وایمان به خدا را سرچشمه صبر می داند.درروایتی دیگر،ریشه صبررایقین نیکو به خداوند بازگو می کند. ازاین روایات روشن می شود که منشأ اصلی صبر در مومن ،ایمان ویقین به خدا است.

    28-درجات صبر را از دید دانشمندان اخلاق بیان کنید.

    صبر نیز چون دیگر صفت های ایمانی مراتب و درجاتی دارد. برخی ازدانشمندان اخلاق،مراتب چهارگونه صبررا این گونه بیان کرده اند نخست صبر درطاعت که سیصددرجه در ثواب بیفزاید؛دوم صبرازآنچه حرام است که ششصددرجه بیفزاید؛ سوم صبردر معصیت دراول آن،که نهصد درجه بیفزایدو چهارم صبر بربلا که درجه صدیقان است.

    29-انواع صبر از دیدگاه امام علی«ع» رابیان کنید.

    صبر،افزون بر درجات ومراتب،انواعی نیز دارد.امام علی«ع» میفرماید: صبردو گونه است:صبردر هنگام مصیبت وسختی که خوب ونیکوست ونیکوتر ازآن،صبردر هنگام سرپیچی از دستورهای خداوند متعال است.

    30-آثار صبر را بیان کنید.

    صبرآثارارزشمندی داردکه اولین اثرآن رسیدن به هدف است، دومین اثرصبر،عزت وسربلندی است. سومین اثری که درمتون اسلامی برای صبر بیان شده،به دست آوردن پاداش الهی است.

    31-نراقی چندراه برای دستیابی به صفت صبر بیان کرده است؟

    1-ملاحظه کردن احادیثی که درباره مصیبت ها وسختی ها وحکمت آنها وارد شده است؛2-مطالعه احادیثی که در خصوص فضیلت صبروپیامدهای نیکوی آن دردنیا و آخرت آمده است؛3-توجه به اینکه زمان مصیبت وبلا اندک وکوتاه است؛4-دانستن این نکته که جزع وبی تابی سودی ندارد؛5-ملاحظه کردن حال کسانی که به بلاهایی مبتلا شده وصبر پیشه کرده اند.

    32-اخلاص یعنی چه؟

    اخلاص در لغت به معنای پیراستن از آمیزه هاست. در اخلاق اسلامی نیز مراد از اخلاص همین معناست،اما،با اندکی اختلاف. اخلاص آن است که مومن درانجام هرکاری ،قصد و نیت خود رااز هر چیزی جز خداوند پیراسته کنند.بنابراین اگر کسی کاری رابرای خدا انجام ندهد،یا کاری را هم برای خدا و هم برای خشنود کردن دیگران و یا هم برای رسیدن به مال و جاه و هم برای خداوند انجام دهد،در شمار مخلصان نیست.

    33-منشأاخلاص را بیان کنید.

    با توجه به آنچه گفته شد،سرچشمه اخلاص از یک سو پاک شدن قلب انسان از آلودگی ها و توچه به دنیاست و از سوی دیگر رو آوردن به خدا و پر شدن قلب آدمی از محبت او. آنچه انسان را یاری می دهد تا به این هدف بزرگ نایل شود ،دوچیزاست: علم و یقین به خداوند.

    34-مهم ترین آثار اخلاص چیست؟

    یکی ازآثاراخلاص این است که شخص سزاوار پاداشهای الهی ودر رأس آنهاسزاوار بهشت می کند. از دیگرآثار اخلاص،حکمت است؛یعنی علم به صلاح وفسادواینکه چگونه رفتار کندتا به سعادت رسد. مهم ترین اثراخلاص،رساندن آدمی به سعادت است.

    35-براساس روایت امام صادق«ع»مراتب ودرجات اخلاص را بیان کنید.

      در روایتی از امام صادق«ع»آمده است: عابدان سه دسته اند:گروهی ازترس،خداوندعزوجل را عبادت می کنندکه این عبادت است؛گروهی برای رسیدن به پاداش،خداوند تبارک وتعالی راعبادت می کنند که این عبادت مزدوران است؛گروهی نیزاز سر محبت،خداوندراعبادت می کنندکه این عبادت آزادگان است واین برترین عبادت است. براساس این روایت اخلاص سه درجه دارد:پایین ترین درجه،آن است که قصد شخص تنها فرارازعذاب خداباشد؛ درجه متوسط آن است که هدف،رسیدن به پاداش های خداوند باشدوبالاترین مرتبه نیزآن است که فردخداوند را نه برای ترس ازعذاب ونه به خاطرشوق بهشت،بلکه برای محبت او عبادت کند.

    36-مفهوم اعتدال را بیان کنید.

    حد وسط دو چیز را میانه می گویند.علمای اخلاق معتقدند هر کاری دوحد نهایی دارد:افراط وتفریط. اعتدال ومیانه روی میانه افراط وتفریط است.البته باید توجه داشت که میانه وعدالت اخلاقی بامیانه حسابی متفاوت است،ازاین رونمی توان برای آن عددورقم خاصی تعیین کرد.در برخی آیات وروایات به این موضوع اشاره شده است.

    37-آثار اعتدال را بیان کنید وتوضیح دهید. یک روایت نیز بیاورید.

    1- آرامش خاطر:در روایات متعددی آمده است که دلبستگی به دنیا برای انسان دل مشغولی های بی پایان وآرزوهای دست نیافتنی درپی می آورد.اما کسی که دلبسته دنیا نباشد،از این گرفتاری ها رسته است وبا آرامش خاطرزندگی خواهد کرد.

    2- دوری از گناهان: در روایات است که دلبستگی به دنیا وشهوت های دنیوی سرچشمه تمام گناهان وخطاست..بدین سبب،در روایتی ازامام سجاد«ع»آمده است: پس ازمعرفت خداوند عزوجل ومعرفت پیامبرهیچ عملی برتراز دشمنی دنیا نیست.

    3-بی نیازی از دیگران:کسی که در زندگی میانه روی پیشه کندوازاسراف وتبذیربپرهیزد،هیچ گاه نیازمند دیگران نمی شود.

    38- راه های رسیدن به اعتدال را بیان کنید.

    نخستین گام در این راه کسب بینش صحیح نسبت به دنیا ونعمت های آن است. دومین گام،مهار کردن گرایشهای طبیعی درانسان است. سومین گام،تمرین وتکراراست که موجب می شودمیانه روی دراستفاده ازنعمتهای دنیا به طبیعت ثانوی انسان تبدیل گردد.

     

    فصل 5

     

  1. روایتی در باب ارتکاب گناه ذکر کنید.

پیامبر اکرم می فرمایند: عابدترین مردم کسی است که واجبات را بر پا دارد و کوشاترین مردم آن است که از گناهان دوری کند.

  1. معنای لغوی گناه را بیان کنید و دلیل نام گذاری آن را بنویسید.

گناه معادل ذنب در زبان عربی است. ذنب در اصل به معنای دنباله است و از این رو چنین نام گرفته که اگر کسی مرتکب آن شد، مذمت و کیفر نیز به دنبال آن خواهد آمد. بدین ترتیب ، گناه عملی است که دو چیز را در پی دارد: سرزنش مردم و کیفر.

  1. در اسلام چه رفتارهایی گناه شمرده می شود؟

از نظر اسلام هر گونه تجاوز از مرزهای الهی و سرپیچی از دستورهای خداوند و پیامبر و امامان معصوم گناه است و سرزنش و کیفر الهی را در پی دارد.

  1. آثار و پیامدهای ارتکاب به گناه را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.

فاسد شدن قلب _ دچار شدن به گرفتاری و مصیبت _ حبط عمل _ کفر به خداوند

فاسد شدن قلب: در روایات متعددی بیان شده که گناه نورانیت را از قلب می گیرد و در نتیجه انسان را از رحمت الهی دور می سازد.

امام صادق می فرماید: هرگاه کسی مرتکب گناهی شود، در قلب او نقطه سیاهی ظاهر می شود. اگر توبه کند نقطه سیاه پاک می شود و اگر بر گناه خویش بیفزاید آن نقطه افزایش می یابد تا سراسر قلب را می گیرد. در این صورت هیچگاه رستگار نخواهد شد.

 

  1. روایتی از امام باقر (ع) در باب ارتکاب گناه بیان کنید.

امام صادق (ع) به نقل امام باقر(ع) می فرماید: چیزی بیش از گناه قلب انسان را فاسد نمی کند. قلب گناهی مرتکب می شود و این گناه در آن باقی می ماند تا بر سراسر آن گسترش می یابد و آن را سرنگون می کند.

  1. روایتی از امام صادق (ع) در باب حبط عمل را بیان کنید.

از امام صادق درباره آیه «وبه رفتارهایی که انجام داده اند روی آورده و آنها را نابود میکنیم »، پرسیدم. امام (ع) فرمود: به خدا سوگند! اگر رفتارهای آن ها سفید تر از پارچه های مصری باشد [خداوند آنها را نابود می کند]؛ زیرا هرگاه حرامی به آن ها عرضه می شد از آن دوری نمی کردند.

 

 

  1. نتیجه ارتکاب به گناه چیست؟

ارتکاب گناه به تدریج انسان را به جایی می رساند که منکر خدا و پیامبر و معاد می شود.

  1. انواع گناهان را نام ببرید.

گناهان کبیره و گناهان صغیره.

  1. کیفر گناهان کبیره و صغیره چیست.

گناهان کبیره کیفرشان جهنم است و گناهان صغیره نیز کیفرشان چیزی کمتر از آتش جهنم.

  1. گناهان کبیره چه گناهانی هستند؟ نام ببرید.

امام صادق در تفسیر آیه «اگر از منهیات الهی بزرگ دوری کنید ، کارهای زشت شما را می پوشانیم» می فرمایند: گناهان کبیره آنهایی هستند که خداوند بر مرتکب آنها آتش جهنم واجب کرده است.

در برخی روایات گناهان کبیره شمارش شده اند؛ کشتن انسان بی گناه، عاق والدین، رباخواری، تهمت زدن به زنان پاکدامن، خوردن مال یتیم، فرار از جنگ، ترک نماز بدون دلیل موجه، شرک به خدا، شهادت دروغ، زنا، شراب خواری و ... که مرتکب آنها مستحق آتش جهنم است.

  1. از نگاه دانشمندان اخلاق عوامل اصلی روی آوردن انسان به گناه چیست؟

دانشمندان اخلاق، شهوت و غضب را دو عامل اصلی روی آوردن انسان به گناهان میدانند.

  1. راه رسیدن به رستگاری چیست و آیه ای در این باره ذکر کنید.

در آیه ای خداوند راه رستگاری و ورود به بهشت را در گرو دوری از هوای نفس دانسته است: « و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس خود را از هوی بازداشت، پس جایگاه او همان بهشت است.»

  1. در آیات قرآن منشا گناهان چه چیزی ذکر شده است؟

در برخی از آیات قرآن افراط در دنیاخواهی و فریفتگی دنیا و نعمت های آن و فریب خوردن از شیطان منشا گناهان به شمار آمده است.

 

  1. راههای دوری از گناهان چیست؟ نام ببرید.

یاد خدا و توجه به او _ اعتراف به گناهان _ یاد مرگ _ تنفر از گناهان _ توجه داشتن به ماندگاری پیامدهای گناه

  1. روایتی از امام علی (ع) در باب یاد خدا و دوری از گناهان را بنویسید.

از گناه و نافرمانی خدا در خلوت نیز بپرهیزید که شاهد و گواه گناه همان داور است.

 

  1. آیه ای در باب پیروی از هوای نفس ذکر کنید.

خداوند به پیامبر (ص) دستور میدهد مطابق آنچه بر او نازل شده ، میان مردم داوری کند و از هوای نفس مردم پیروی نکند:«میان مردم بر اساس آنچه خداوند فرو فرستاده است، داوری کن و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن.»

  1. عواقب هوا پرستی چیست؟

از نظر قرآن هواپرستی انسان را از کمال به حضیض انحطاط می کشاند، چنان که بلعم باعورا به سبب هواپرستی چنین سرنوشتی یافت.

  1. روایتی از امام علی (ع) در باب هواپرستی ذکر کنید.

هوای نفس نابود کننده ترین چیز است.

هوای نفس خدایی است که پرستیده می شود.

 

  1. هوای نفس به چه معناست؟

«هوی» در زبان عربی به معنای میل و گرایش است و «نفس» نیز به معنای خود. بنابراین هوای نفس میل ها، خواهش ها و گرایش هایی است که در انسان وجود دارد. البته باید یادآور شد معوملا هوای نفس تنها در مورد گرایش ها و میل هایی به کار می رود که بر خلاف دستورها و خواسته های خداوند است.

 

  1. آثار و پیامدهای پیروی از هوای نفس چیست؟

گمراه کردن انسان _ خواری و رسوایی _  سختی ها و مشکلات _ ضعف اراده _ نابود شدن دین فرد و خود او

  1. منشا پیروی از هوای نفس و راه مبارزه با آن چیست؟

انسان به صورت طبیعی تابع خواهش ها و امیال خویش است. بر اساس آموزه های دینی، بهترین روش برای مهار نفس، برآورده نکردن و مقاومت در برابر آنهاست.

  1. یکی از رذیلت های مهلک نفسانی را نام ببرید.

غضب یکی از رذیلت های مهک نفسانی است و چون آتشی است که اگر با آب حلم خاموش نشود، صاحب خشم و دیگران را می سوزاند.

  1. روایتی از امام علی (ع) در باب غضب بنویسید.

بدترین دشمن انسان غضب و شهوت اوست. کسی که براین دو تسلط یابد، درجه اش بالا می رود و به بالاترین مرتبه می رسد.

  1. از نظر اسلام چه نوعی از غضب پسندیده است؟

از نظر اسلام خشم درصورتی که مطابق با معیارها و آموزه های اسلام باشد، پسندیده و در برخی موارد ضروری و واجب است و در صورتی که با معیارهای دینی در تعارض باشد، امری مذموم است.

  1. آثار غضب را ذکر کنید.

نابود کردن ایمان _ نابود کردن عقل _ از میان بردن ادب _ آشکار کردن عیب های آدمی _ بیدار کردن کینه های خفته _ ایجاد ناراحتی و فشار روانی

  1. راه های مبارزه با غضب چیست؟

در متون دینی دو راه برای مهار خشم بیان شده است. نخست اینکه اگر فرد خشمگین ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است دراز بکشد. راه دوم که شیوه اصلی مبارزه با خشم است فرو بردن خشم و بردباری در برابر آن است. حضرت علی می فرماید: هرگاه خشم بر تو غالب شد با بردباری و متانت بر او چیره شو.

  1. روایتی در باب خشم بنویسید.

حضرت علی می فرماید : خشم همراه بدی است، عیب ها را آشکار و بدی ها را نزدیک و خوبی را دور می کند.

  1. روایتی از امام علی (ع) درباره طمع بنویسید.

نابود کننده ترین چیز طمع است.

زشت ترین صفت طمع است.

  1. امام باقر (ع) در مورد طمع چه می فرمایند؟

بد بنده ای است آن که طمعی دارد که او را به دنبال خود می کشاند و بد بنده ای است آنکه میلی دارد که او را خوار می کند.

  1. مفهوم طمع را بیان کنید.

طمع در زبان عربی به معنای امید داشتن به دستیابی به مطلوب است و هم در امور مطلوب و هم در امور نامطلوب به کار می رود. اما در زبان فارسی تنها در موارد منفی به کار می رود.

  1. خداوند در قرآن از زبان ساحران فرعون که به حضرت موسی ایمان آوردند چه می فرماید؟

و برای ما چه عذری است که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده، ایمان نیاوریم و حال آنکه چشم داریم که پروردگارمان ما را با گروه شایستگان به بهشت درآورد؟

  1. مصداق هایی از طمع را بیان کنید.

امید داشتن به اینکه دیگران بخشی از مال و دارایی خود را به ما ببخشند. یا ما را در سود حاصل از کار خود شریک کنند.

  1. آثار و پیامدهای طمع چیست؟ نام ببرید.

از دست دادن تقوا _ از بین بردن ایمان _ خواری و پستی _ از بین رفتن کرامت انسانی _ اسارت و بندگی و بردگی _ منحرف شدن عقل و در ماندن از تشخیص صحیح

  1. روایتی از امام علی (ع) درباره طمع و آثار آن بنویسید.

کسی که طمع داشته باشد، تقوا را از دست می دهد.

 

  1. راه مبارزه با طمع چیست؟ توضیح دهید.

نخستین راه مبارزه با طمع تأمل داشتن در آثار ناگوار و زیانبار آن است. و دومین راه امید داشتن به لطف و کرم خداوند و دانستن این نکته است که خالق و سرچشمه همه نعمتها خداست.

  1. اولین قتل تاریخ بشریت به چه دلیلی صورت گرفت؟

بدلیل حسادت قابیل به برادر خود هابیل

 

  1. آیه ای از قرآن در باب حسادت بنویسید.

بسیاری از اهل کتاب -  پس از اینکه حق برایشان آشکار شد - از روی حسدی که در وجودشان بود آرزو می کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند.

  1. یکی از سخنان حضرت علی (ع) را درباره حسادت بیان کنید.

حسد راس همه عیب هاست.

بدترین همراه انسان، حسد است.

  1. مفهوم حسد از دید علمای اخلاق چیست؟

علمای اخلاق در تعریف حسد می گویند : حسد آن است که انسان بخواهد نعمتی را که خداوند به دیگری داده، از او بگیرد ، به بیانی دیگر حسود کسی است که چشم دیدن نعمت و رفاه و آسایش دیگران را ندارد و اگر به نعمتی برسند، ناراحت و غمگین و اگر به مصیبتی دچار شوند شادمان می شود.

  1. تفاوت حسد با غبطه و منافسه را بنویسید.

غبطه و منافسه بدین معناست که شخص نمی خواهد نمعت هایی که خداوند به دیگران داده از میان برود بلکه دوست دارد همان نعمت ها را او نیز داشته باشد. بنابراین حسد از صفت های رذیله است، اما غبطه ومنافسه نه تنها مذموم و ناپسند نیست بلکه در برخی موارد ممدوح نیز هست.

  1. آثار و پیامدهای حسد چیست؟ یک روایت در این باب بیان کنید.

از بین بردن آرامش _ تحلیل بردن بدن و نابود کردن آن _ از بین بردن ارزش اعمال نیکو _ نابود کردن دین و ایمان

در روایتی از امام باقر   آمده است: حسد ایمان را می خورد و نابود می کند، چنان که آتش هیزم را می خورد.

  1. منشا حسد چیست؟

خباثت و پستی نفس _ دشمنی _ میل به شهرت و آوازه _ رقابت _ تکبر _ تعزز

  1. راه مبارزه با حسد را بنویسید.

یکی از مهم ترین را های مبارزه با حسد، شناسایی علت های آن و ریشه کن کردن آنهاست. یکی دیگر از راه های مبارزه با حسد، تفکر در آثار مهلک آن است. حسود باید با خود بیندیشد آیا حسد ورزی که در واقع هیچ زیانی به محسود نمی رساند، به اندازه ای سودمند است که بتواند زیان های ناشی از حسد را جبران کند؟ راه دیگر مبارزه با حسد که مکمل راههای پیشین است، دوری کردن از عمل به مقتضای حسادت و انجام دادن رفتارهای متضاد با آنهاست.

  1. دلیل اصلی سرپیچی شیطان و رانده شدن از درگاه الهی چه بود؟  تکبر

     

  2. خداوند درباره تکبر چه می فرماید؟

و چون فرشتگان را فرمودیم :برای آدم سجده کنید.  پس بجز ابلیس – که سرباززد و کبر ورزید و از کافران شد- همه به سجده در افتادند.

  1. روایتی در باب تکبر ذکر کنید.

در روز قیامت متکبران به شکل مورچه هایی در می آیند و مردم آنها را لگد مال می کنند تا خداوند از محاسبه اعمال مردم فارغ شوند.

  1. مفهوم تکبر را بیان کنید.

تکبر از کبر، یعنی بزرگی گرفته شده؛ بدین معنا که انسان خود را درحالی که واقعا بزرگ نیست، بزرگ ببیند. ملا مهدی نراقی در تعریف تکبر می گوید: تکبر حالتی است که آدمی خود را از دیکری بالاتر ببیند. چنین شخصی از هم نشینی با دیگران مضایعه دارد، با آنها هم غذا نمی شود، در کنار آنها نمی نشیند، از دیگران انتظار سلام دارد و... .

  1. تفاوت عجب و تکبر چیست؟

عجب از صفت های نا پسندی است که با تکبر تفاوت دارد.عُجب که که ازعَجَب مشتق شده، بدین معناست که انسان چنان شیفته توانایی ها و ویزگی ها خود شود که حالت تعجب و شگفتی به او دست دهد و بدون اینکه خود را با دیگران مقایسه کند، با دیدن توانایی های خود دچار خودپسندی شود. در حالیکه انسان تنها زمانی دچار تکبر می شود که خود را با دیگران مقایسه کند و به این نتیجه برسد که از آنها برتر است.

  1. اقسام تکبر را نام ببرید.

تکبر در برابر خدا _ تکبر در برابر انبیاء و امامان _ تکبر در برابر مردم

  1. ملامهدی نراقی درباره درجات تکبر چه می گوید؟

درجه اول آن است که خود را از دیگران برتر ببیند و آن را در عمل و گفتار اظهار کند که بدترین درجه تکبر است. درجه دوم آن است که در دل، خود را از دیگران بالاتر ببیند و در عمل آن را اظهار کند، ولی برتری خود را به زبان نیاورد. درجه سوم آن است که در باطن، خود را از دیگران بالاتر بداند، اما در عمل و زبان آن را اظهار نکند. این مرتبه از تکبر از مراتب دیگر پایین تر و صاحب آن به نجات نزدیک تر است.

  1. آثار تکبر را نام برده و توضیح دهید.

اختلال در توانایی فهم و درک انسان _ مقاومت در برابر دعوت پیامبران _ عذاب الهی _ خوار کردن بزرگان _ طغیان

  1. منشا تکبر چیست؟

عُجب و خودپسندی، احساس حقارت و کوچکی، داشتن امتیازها و ویژگی های خاصی مانند عالم بودن، عامل بودن به دستورهای دینی , تعلق داشتن به خانواده ای اصیل و شریف , بهره مندی از زیبایی ظاهری , قدرت , مال و ثروت و ... .

  1. راه مبارزه با تکبر را بنویسید.

اولین گام این است که شخص با آثار و پیامدهای سوء این صفت آشنا شود و به این نتیجه برسد که تکبر صفتی ناپسند است و باید نفس خود را از آن پاک کند. دومین قدم نیز این است که بکوشد با عمل کردن به رفتارهایی که مقتضای تواضع است و دوری کردن از رفتارهایی که مقتضای تکبر است، به تدریج ریشه های این صفت را از قلب خود برکند.

 

  1. روایتی در باب لجام گسیختگی زبان ذکر کنید.

امیرالمومنین می فرماید: زبان صاحبش را به بیراهه می برد.

زبان درنده ای است که اگر رها شود گاز می گیرد.

  1. مفهوم لجام گسیختگی زبان را بیان کنید.

از نظر اسلام زبان لجام گسیخته زبانی است که در مقام سخن گفتن، معیارها و محدودیت های دینی را نادیده می گیرد.

  1. لجام گسیختگی چه محدودیت های دینی را نادیده می گیرد؟

اشاعه ندادن کارهای زشت _ مسخره کردن _ دیگران را با نام های زشت خواندن _ عیبجویی کردن و تجسس کردن از مردم _ غیبت کردن _ دوزبانی _ بد دهنی و فحاشی _ دروغ _ تهمت _ سخن چینی _ افشای اسرار

 

  1. آثار لجام گسیختگی زبان را نام ببرید و یک مورد را توضیح دهید.

قساوت قلب _ مسلط شدن مردم و در نتیجه خوار گردیدن _ ارتکاب گناهان و مشمول عذاب الهی شدن _ برانگیختن فتنه ها و نابود کردن انسان _ پاسخ های درشت شنیدن

برانگیختن فتنه ها و نابود کردن انسان: چه بسا سخنی نابجا یا نادرست که فتنه ای بزرگ میان مردم ایجاد کند و حتی خود گوینده را به کشتن دهد.

امیرالمومنین می فرماید: چه بسیار خون هایی که با دهان ریخته شده است.

  1. عوامل لجام گسیختگی زبان را نام ببرید.

سخن را جزء عمل ندانستن _ بی اندیشه سخن گفتن _ پرگویی _ عادت های نادرست

  1. راههای مهار کردن لجام گسیختگی زبان چیست؟

اول اینکه فرد در آثار و پیامدهای این صفت تامل کند. دوم اینکه باید از پرگویی دوری کند. سوم اینکه خود را ملزم کند پیش از سخن گفتن درباره آن اندیشه کند و چهارم اینکه اگر عادت های نادرستی در سخن گفتن دارد آنها را بتدریج کنار بگذارد.

 

 

و من الله توفیق

 

 

فصل 5

 

مهمترین رذیلت های اخلاقی را نام ببرید؟

  1. ارتکاب گناه

  2. پیروی از هوای نفس

  3. غضب

  4. طمع

یک نمونه از ایات قران در مورد ارتکاب گناه را بیان کنید؟

خداوند در سوره انعام نیز به مردم هشدار می دهند:

آیا ندیده اید که پیش از آنان چه بسیار امّت ها را هلاک کردیم؟ در زمین به آنان امکاناتی دادیم ک برای شما آن امکانات را فراهم نکرده ایم ، و باران های آسمان را پی در پی بر آنان فرو فرستادیم ، و رودبارها از زیر شهرهای آنان روان ساختیم.پس ایشان را به سزای گناهانشان هلاک کردیم ، و پس از آن نسل های دیگری پدید آوردیم.

روایتی از پیامبر (ص) در مورد رذایل اخلاقی بیان کنید؟

عجب دارم از کسی که به سبب ترس از بیماری ، از غذا پرهیز می کند ؛ چگونه از گناهان به سبب ترس از آتش جهنم پرهیز نمی کند؟!

معنای لغوی و مفهوم گناه را بیان کنید و ذکر نید که گناه چه چیزهایی را در پی دارد؟

گناه معادل ذَنب در زبان عربی است. ذنب در اصل به معنای دنباله است و از این رو چنین نام گرفته که اگر کسی مرتکب آن شد ، مذمت و کیفر نیز به دنبال آن خواهد آمد .بدین تریتیب ، گناه عملی است که دو چیز را در پی دارد :سرزنش مردم و کیفر .

در اسلام چه رفتارهایی گناه است و یک آیه از قران کریم در این زمینه ذکر کنید؟

از نظر اسلام هر گونه تجاوز از مرزهای الهی و سرپیچی از دستورهای خداوند و پیامبر و امامان معصوم گناه است و سرزنش و کیفر الهی را در پی دارد . آیه: من اگر به پروردگارم عصیان ورزم ، از عذاب روزی هولناک می ترسم

آثار گناه را به اختصار نام برده ویکی را به دلخواه توضیح دهید؟

    1. فاسد شدن قلب
    1. دچار شدن به گرفتاری و مصیبت
    1. حبط عمل
    1. کفر به خداوند

انواع گناه را نام ببرید و هر یک را توضیح دهید؟

گناهان به دو دسته کبیره وصغیره تقسیم می شود.گناهان کبیره کیفرشان جهنم است و گناهان صغیره نیز کیفرشان چیزی کمتر از آتش جهنم

امام صادق (ع) در تفسیر آیه «اگر از منهیات الهی بزرگ دوری کنید ، کارهای زشت شما را می پوشانیم » در مورد گناهان کبیره چه می فرمایند؟

می فرمایند : گناهان کبیره آنهایی هستند که خداوند بر مرتکب آنها آتش جهنم واجب کرده است .

 

 

تعدادی از گناهان کبیره را نام ببرید؟

کشتن انسان بی گناه، عاق والدین ،رباخواری ، تهمت زدن به زنان پاکدامن ، خوردن مال یتیم ، فرار از جنگ ، ترک نماز بدون دلیل موجه ،شرک به خدا ،شهادت دروغ ،زنا ، شراب خواری و....که مرتکب آنها مستحق آتش جهنم است.

 

از نظر دانشمندان اخلاق عوامل اصلی سرچشمه های گناه را نام برده و در این زمینه آیه ای از قرآن کریم بیان کنید؟

دانشمندان اخلاق ، شهوت و غضب و پیروی از هوای نفس ،افراط در دنیاخواهی و فریفتگی دنیا و نعمت های آن و فریب خوردن از شیطان ،غفلت از خدا و فراموش کردن خویشتن ِ خویش ،بدین ترتیب فراموش کردن خدا منشا خودفراموشی و این دو منشا فسق و بیرون رفتن از ساحت عبودیت و اطاعت الهی است.

. آیه : « و چون کسانی مباشید که خا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد ؛ آنان همان نافرمانانند.»

مهم ترین راه های دوری از گناه-که در متون اسلامی آمده نام ببرید ویکی را به دلخواه توضیح دهید؟

  1. یاد خدا و توجه به او

  2. اعتراف به گناهان و پشیمانی از آنها

  3. یاد مرگ

  4. تنفر از گناهان

  5. توجه داشتن به ماندگاری پیامدهای گناه

یاد خدا و توجه به او :ذکر خدا و حاضر و ناظر دانستن او در همه جا و همه حال ، یکی از راه های بسیار مؤثر برای دوری از گناهان است.                      امیرالمؤمنین (ع) می فرماید :

از گناه و نافرمانی خدا در خلوت نیز بپرهیزید که شاهد و گواه گناه همان داور است

اعتراف به گناهان و پشیمانی از آنها : این عامل شرط لازم برای نجات از گناهان است . کسی که بپذیرد که انسان همواره در معرض گناه و لغزش است ، بیشتر مراقبت می کند و در نتیجه کمتر دچار لغزش می شود.از این رو امام باقر(ع) می فرماید :

به خدا سوگند! از گناه رهایی نمی یابد ، مگر کسی که به آن اعتراف کند.

یاد مرگ : امیرالمؤمنین (ع) در این باره می فرماید :

هنگامی که با نفستان بر سر شهوت ها درگیرید ، بسیار مرگ را یاد کنید و مرگ به عنوان موعظه گر کافی است . رسول خدا (ص) یاران خود را به یاد مرگ  بسیار سفارش می کرد و می فرمود : « مرگ را بسیار یاد کنید که لذت ها را از میان

می برد و میان شهوت های شما فاصله می اندازد .»

تنفر از گناهان : به همان سان که دوست داشتن نیکو کاران موجب می شود انسان به سوی رفتارهای نیکو تمایل یابد، تنفر از کارهای زشت ، نیز سبب دوری از گونه کارها می شود.

زید نرسی می گوید  : به امام کاظم (ع) عرض کردم : مردی از موالیان شما شیعه است ، ولی شراب می خورد و گناهان مهلک مرتکب می شود .آیا از وی بیزاری بجوییم ؟ امام (ع) فرمود :« از کارهای وی بیزاری بجویید ، ولی از خود او بیزاری نجویید . او را دوست بدارید ، ولی کارهای اورا دشمن بدارید»

 

توجه داشتن به ماندگاری پیامدهای گناه : انسان ها معمولا به سبب لذتی که در گناه است ، به آن گرایش می یابند و معمولا توجه ندارند که لذت گناهان ، موقت و پیامدهای آن همیشگی است . امیرالمؤمنین (ع) می فرماید :

به یاد داشته باشید که لذت ها از بین می روند ، ولی عواقب آنها باقی می ماند

 

آیه ای از قران کریم که در زمینه پیروی نکردن از هوای نفس  بر پیامبر نازل شده است را بیان کنید؟

میان مردم بر اساس آنچه خداوند فروفرستاده است، داوری کن و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            

 

 

 

 

 


 [Mw1]

 [Mw2]

  • ۹۳/۱۲/۰۴
  • رصد

نظرات (۵)

  • خون بها عشق
  • سلام

    با قالب جدید بلاگ : نقاره
    بروز هستیم . [اینجا]
    یازهرا
    با سلام
    خیلی ممنون از لطفتون مطالب خیلی مفید بود
    تشکر
    لطفاازفصل 4 (فضیلت های اخلاقی اجتماعی)مطلب بزاریید
  • فرهاد ابادانی
  • ممنون خداخیرتون بده کاش فصل 4 رو میزاشتید یا علی/.
    سلام ممنون میشم از فصل 4 نیز سوال بزارید.
     ممنون بابت سوال های فصل دیگه 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی